أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )
233
قانون ( فارسى )
5 - غلظت مادهى دفعى . 6 - حالت چسبندگى مادهى دفعى . 7 - زياد بودن مادهى دفعى ، بطورى كه نيروى دفعكننده ياراى بيرون راندن آن را ندارد . 8 - عدم احساس نياز بدفع آن ، زيرا كه نيروى ارادى شرط اساسى براى تخليه است ، نظير همان حالتى كه در قولنج صفراوى رخ مىدهد . 9 - وقتى نيروى طبيعى در سمت ديگرى متوجه شده باشد . اين حالت مثلا در ملوانان ديده مىشود كه به آنها تخليه دريائى ( بحرانى ) عارض مىشود ، درحالىكه به بند آمدن ادرار و مدفوع مبتلا مىگردند . احتباس موادى كه سزاوار تخليه هستند : اگر براى مادهء تخليهاى مانعى پيش آيد ، احتمال عارض شدن بيمارىهاى زير مىرود : الف - بيماريهاى تركيبى مانند سده ، سستاندامى ، تشنج نمناك ( ترنجيدگى اندام ) و نظير آن . ب - بيماريهاى مزاجى مانند عفونت ، احتباس حرارت غريزى و بالا رفتن حرارت ، خاموش گشتن حرارت غريزى بر اثر حبس شدن زياد و يا شدت محصور شدن كه بعد از خاموش شدن آن سردى روى مىدهد و سرانجام چيرگى رطوبت بر بدن . ج - بيماريهاى مشترك مانند ترك برداشتن و شكافتن آوندها . افراط در خوراك بدترين علت اين بيماريهاست ، بويژه اگر افراط در غذا بعد از آنكه شكم مدتى به تهى بودن عادت كرده است انجام گيرد . مثلا بعد از گرسنگى بيش از حد دوران قحطى ، وقتى انسان به ارزانى و وفور خوراك مىرسد زياده از حد بخورد . د - بيماريهاى تركيبشده مانند دملها و جوشها . تخليه موادى كه بايد باقى بمانند : اين حالت كه مادهاى نبايد تخليه شود ليكن از باقى ماندن سرپيچى مىكند و بيرون مىريزد معلول يكى از نه علت زير است : 1 - افزايش نيروى دفعكننده 2 - ناتوانى نيروى گيرنده 3 - تنگ بودن موضع براى ماده ماندگارى بواسطهء زيادى درد و مواد رسوبى .